على محمدى خراسانى
66
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
كراهت استعمال شده است ؛ همچون اطلاق سحت بر بهاى پوست درندگان ، كسب حجامتگر ، اجرت معلمان قرآن ، قبول هديه پس از قضاى حاجت ، و . . . كه قطعاً هيچ كدام از اينها حرام نيست . بنابراين سُحت به معناى قُبح و ردائت و پستى است و اين با كرامت انسانى سازگار نباشد و اين معنا مراتبى دارد كه برخى از آنها حرام است نه همه آنها . بنابراين از روايات مذكور حرمت استفاده نميشود تا قابل استدلال باشند . 2 . رواياتى كه در خصوص خمر وارد شده است و بر حرمت ثمن آن و معامله بر آن دلالت دارند ؛ « 1 » مثلًا روايت جابر از حضرت باقر ( ع ) : قال : قال ( ع ) : « لعن رسول الله في الخمر عشرة : غارسها وحارسها وعاصرها وشاربها وساقيها وحاملها والمحمولة إليه وبايعها ومشتريها وآكل ثمنها » ؛ « 2 » رسول خدا ( ص ) درباره شراب ده نفر را لعنت كرده است : كسى كه درخت آن را غرس مىكند ؛ كسى كه از آن حراست و باغبانى مىكند ؛ كسى كه انگورها را ميفشرد و عصير آن را درميآورد ؛ كسى كه شراب را مينوشد ؛ كسى كه ساقى است و جام شراب را به ديگرى ميدهد يا براى او شراب ميريزد ؛ كسى كه شراب را حمل مىكند تا به شارب خمر برساند ؛ كسى كه شراب به سوى او حمل مىشود ؛ فروشنده شراب ؛ خريدار آن و كسى كه در پول آن تصرف مىكند . استدلال به اين دسته از روايات هم همانند دسته قبلى ( از راه الغاى خصوصيت ) است . ما در اين روايت از راه لعن ، به حرمت شرعى ميرسيم ، ضمن اينكه در ساير روايات باب ، سخن از نهى و تحريم صريح است . بررسى دليل : اشكال اين دليل هم مثل اشكالهاى دسته قبل است و نيازى به تكرار ندارد . آرى نسبت به مطلق مسكراتى كه مايع بالاصاله باشند نقدى ميكنيم . شراب برگرفته
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 223 - 226 . ( 2 ) . همان ، ص 224 ، ح 4 .